عماد الدين حسن بن علي الطبري

503

مناقب الطاهرين ( فارسي )

سليمان جعفرى گويد كه : در خدمت رضا عليه السّلام بودم در باغى . ناگاه عصفورى بيامد و پيش وى افتاد و فرياد كرد و اضطراب مىنمود . امام عليه السّلام با من گفت : دانى كه وى چه مىگويد ؟ من گفتم : خدا و رسول و فرزند رسول عالمتر باشند . گفت : مىگويد كه مارى بيامد تا بچّگان مرا بخورد ، به استغاثت پيش تو آمدم . و مرا گفت : برخيز و عصا برگير و در خانه رو و مار را بكش . چون من در آنجا رفتم ، مارى بزرگ ديدم كه در آن خانه جولان مىكرد ، وى را بكشتم . « 1 » معجزات سليمان تسخير جن بود براى وى . همچنين عيسى بن مهران گويد كه : مردى از ما وراء النهر خراسان مال بسيار داشت و محبّ صادق عليه السّلام بودى ، هر سال به حج رفتى و هزار دينار از مال خويش به صادق عليه السّلام دادى . تا سالى اهل وى - دختر عمّ وى بود - گفت : حجّ بى العام : ما را نيز به حج بر امسال . زن نيز مالدار عظيم بودى . زن به عادت زنان براى دختران و زنان صادق عليه السّلام از مرواريدها و طيبها و جامه‌هاى خراسانى و خزهاى گرانمايه و حليه‌هاى بسيار مهيّا بكرد . و مرد هزار دينار خويش در صرّه كرد تا به مدينه رسيدند . شوهر برفت و امام عليه السّلام را بديد و شرط خدمت به جاى آورد . و اجازت طلب كرد كه اهلان من با منند ، اگر امام اجازت فرمايد به حرم روند و مخدّرات حجرات عصمت و طهارت را زيارت كنند . امام عليه السّلام اجازت داد و زن برفت و تحفه‌ها برسانيد . و يك روز در خدمت ايشان بود - و زن نيز از جملهء شيعه بودى - و از ايشان اجازت خواست و با خانه رفت .

--> ( 1 ) - الثاقب / 177 .